تبلیغات
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
باری که بر دوش ماست... - وبلاگم متبرک شد ...همین و بس
باری که بر دوش ماست...
حالا موسم فتح ماست.بسم الله...
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

امروز میخوام از کسایی یاد کنم که حتی ...


حتی اسمشونم تو این وبلاگ نیومده.


امروز وب ما با اسمشون متبرک شد.


شهدای سوریه رو میگم.


اونایی که روز به روز در حال جنگیدن و مقاومت هستن.


میدونم...


میدونم که خیلی دیره واسه یاد کردنشون اما..


از قدیم گفتن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازس.


من فقط سه موردشونو واستون مینویسم.


و بدونید خیلی ها تو این راه جان خودشونو فدای اسلام و ائمه کردن.


برای شادی روحشون  سه تا صلوات بفرستید.



13 آذر 1392


سردار مقاومت اسلامی لبنان حاج حسان اللقیس


از رهبران ارشد حزب الله توسط جوخه های


ترور صهیو-تکفیری به شهادت رسید.


حاج حسان که جوانی اش را با مقاومت آغاز و


ضربات سنگینی را به دشمن صهیونیست وارد کرد و


در این راه مقدس فرزند ارشدش را فدایی اسلام کرد.


سردار گمنامی که با لقب عقل درخشان


کابوس سرویس های جاسوسی استکبار شده بود.


عقل درخشان که مئیر داگان  رئیس پیشین موساد گفته بود:



دستگیری یا ترور او برایم تبدیل به حسرت شد.





25 آبان 1392


امسال شب اول محرم وظیفه تعویض بیرق بالای


گنبد حرم حضرت زینب سلام الله علیها


بر عهده یکی از محافظان حرم حضرت زینب(س)،


فرمانده شهید علی محمود شبیب (ابو تراب) بود.


ده روزی بیشتر از این اتفاق نگذشته بود تا


اینکه ابوتراب شب عاشورا زخمی شد و


روز عاشورا هم به شهادت رسید.




خانواده شهید ابوتراب(علی شبیب) فرزند شهید رو گم می کنند


مدت طولانی دنبالش می گردند


می بینند رفته سر مزار بابا....کنار بابا دراز کشیده......



 شهید ذوالفقار عزالدین از رزمندگان حزب الله است


که در منطقه غوطه شرقی شهر دمشق زخمی و


به اسارت تکفیری ها در آمد.



تکفیری ها نیز مثل اجداد اموی اشان با حقد و کینه


سر از تن مبارکش بریدند و


هل هله شادی به راه انداختند و الله اکبر گفتند.



شهید ذوالفقار عزالدین در خواب دید که سرش


گوش تا گوش بریده می شود.


با ترس از خواب بیدار شد ولی دوباره به خواب رفت.


این بار مولای ما امام حسین(ع)


را دید که در خواب به او میگوید:


عزیز من سر تو را خواهند برید همانطور که


بر سر من در واقعه کربلا گذشت اما دردی حس نخواهی کرد


چون فرشتگان از هر طرف تو را در بر خواهند گرفت.


وقتی ذوالفقار بیدار شد این خواب را برای


دوستانش تعریف کرد و آنها به نوبه خود بعد از


شهادتش به خانواده اش خبر دادند...


اما چیز عجیب آنکه مادر شهید ذوالفقار یک روز


قبل از شهادتش خواب دید که حضرت زینب(س)


پیشاپیش یک نعش سفید و نورانی که بر دست فرشتگان است راه میرود


یکی از دستهای شهید هم قطع شده بود.


شهید ذوالفقار عزالدین بدست سلفی های سوریه


به شهادت رسید و در حال حاضر هم بدنش هنوز


در دست این اشقیاء است.آنها پس از آنکه


سرش را از تنش جدا کردند به کار فجیع خود افتخار کردند


و خواستند نام حضرت زهرا(س) که بر


سینه شهید نقش بسته بود با خنجرهای خود از بین ببرند.


روحش شاد






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 24 خرداد 1393 :: نویسنده : دختر محجبه و پسر فدایی سید علی
یکشنبه 15 تیر 1393 11:09 ق.ظ
خیلی مطالب جالبی بود خوشحال میشم سری به سایتم بزنی برای تبادل سایت .یاعلی
پنجشنبه 5 تیر 1393 02:25 ب.ظ
کجایند مردان بی ادعا؟...
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ

صفحه ای دقیقا با همین اسم (باری که بر دوش ماست)

در شبکه اجتماعی فیس بوک ساخته شده توسط برادرم.

خواستم با ساختن این وب بتونم کمکش کنم.

اگه به فیس بوک دسترسی دارید که برید و همراهیش کنید.

اگرم نه که من اینجا نویسنده قبول میکنم.

خودتون میدونید که منبع جنگ نرم و سنگرای دشمن همین فیس بوکه.

پس در جهت رضای خدا ،نگه داشتن دین اسلام ،رضای ائمه

نابودی دشمنان دست به کار شیدو آستیناتونو بالا بزنید.

یا علی مدد
مدیر وبلاگ : دختر محجبه و پسر فدایی سید علی
نظرسنجی
نظرتون درباره وبلاگ چیه؟






جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
class="ashoora_tool_link">جنگ دفاع مقدس

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player



دریافت کد پلیر

ما ایستاده ایم

یه پلاک